آره داشتم میگفتم:

قسمتای جذب پول سایت گیس گلابتون جونم رو میخوندم که یه فکر بکر مالی به سرم خورد!

بعلههههههههههه به سر من!

یعنی اینقده توی این سایته چرخیدم و نظرات رو خوندم و هی این گیس گلابتونِ بنده ی خدا توی هر صفحه داد زده بود که بابا این تمرینا رو انجام بدین و فقط رو خونی نکنید و خوندنش وضع مالی شما رو تغییر نمیده و  اعتراف کنم بنده همچنان در حال رو خونی هستمخجالت.

یعنی من باید کارتون خواب بشم انگار تا به این تمرینا عمل کنم.

هیچی دیگه فکر بکرم این هست که میخوام یه نرم افزار آموزش بسازم. بعلههههههههههه!

حالا هی الکی ذهنم داره بهونه ها برام میاره ها.

1. مثلا قیافه ی آدمای مختلف وقتی کار من رو می بینن و قیافه ی دوستام و آشناهام .

2.  ای بابا هیچ کی نمیاد اینو بخره که! هزار تا از این چیزا توی نت ریخته!

اما یه حسی در درون من هست که میگه مدل ساختن و توضیح دادن من جوری هست که اگر خوب تبلیغش کنم حسابی به درد مردم بخوره.

یعنی اگه من بخوام یه کاری رو انجام بدم اونقده از پایه و ابتدایی توضیح میدم و خوشگل که همه کیف میکنن.قلب

هیچی دیگه راستی دیروز عصر رفتم سه تا فایل صوتی دکلمه ی شعرای سهراب سپهری توسط خسرو شکیبایی رو دانلود کردم.

آخه من یه کار خود شیفته گرانه ای  رو که از دو سه هفته پیش دارم انجام میدم این هست که شعرای خوشگل سهراب سپهری جونم رو دکلمه میکنم و صدای خودم رو ضبط می کنم و بعدا گوش میدم و کیف میکنم.

وای عاشق بعضی شعراشم. تازه اینقده دیروز عصر با شنیدن شعراش گریه کردم. حالا بگو واسه ی چی دختر؟؟

نمی دونم یه حس لطیف و خوشگلی توی شعراش داره که من دوسش دارم. مثلا اینکه خیلی به دوروبرش و طبیعت اطرافش توجه داشته و اینقده خوشگل توصیفشون کرده که نگو...